خرید بک لینک
بررسی از مرجع وبلاگ طبق کپی رایت آغاز نگارش در فضای مجازی بود. با ورود شبکه های اجتماعی نگاه و توجه خیل کثیر بررسی از مرجع وبلاگ طبق کپی رایت نویس ها به سمت و سوی اپ های موبایلی رفت. خیلی ها حتی یوزر پس این فضا را فراموش کردند و برخی برای خاطره سازی هنوزادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین نصیری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 23:37

مدرسه هنر سین برگزار کننده دوره های کارگاهی و هنری (نقاشی-عکاسی-مجسمه سازی-پژوهشی، هنرهای تجسمی) (هنر درمانی) هنردرمانی با رویکرد ذهن آگاه به شما کمک می کند از طریق هنر و تمرین های ذهن آگاهی بتوانید در زندگی چرخه نگرانی، استرس، افسردگی، پوچی، خستگی و غم را از کار بیاندازید و دوباره شوق به زندگی را در خود تجربه کنید.در این دوره بوسیله تغییر الگوهای ذهنی و به کمک یکی از رشته های هنریف استرس، اضطراب ادامه مطلب

برچسب: مدرسه, نویسنده: حسین نصیری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:54

خیابان جمهوری...روز سومیکی از مرکزی ترین نقاط شهر تهران.آرام از تردد حمل و نقل و ازدحام درهم و برهم هر روزه.التهاب در میان جماعت سرخ و زرد پوش نبض زمان را نشانه گرفته. خستگی و کلافگی در چشمانشان موج می زند؛ اما همچنان در تکاپو هستند. شب بیداری این مدت به همراه فشار روانی و فعالیت سنگین جسمانی تاب وتوانشان را سوزانده.صبح نیمه بارانی مدیران و روسای بخش ها و واحدهای مختلف با حضور خود در محل در جهت گشودن کلاف در هم تنیده دستورات خود را منعقد کردند. لیک در فرصت تنگ و پر تنش آنها که دستی در آتش دارند برای زیر آوارماندگان بر زمین و خاک وآهن چنگ می زنند.اینجا قربانیانی خفته اند که در جمهوری ترین خیاباادامه مطلب

برچسب: شهر,بغض,آلود, نویسنده: حسین نصیری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:44

هرپدیده ای ذهنی است،معنایش مهم نیست.باید دید نزد ما چه مفهومی دارد!!!پرسه زدن در کوچه پس کوچه های این شهر، مرا به سمت شهرنگاری سوق داد و تردد هر روزه ام در مترو، سوژه های چالش برانگیزی برای مترونوشت و مترو گرافی رقم زد.اینجا فضایی است برای باهم بودن ما.بهتر است با حفظ حقوق نشر مطالب یکدیگر، از اعتماد هم لذت ببریم.استفاده از مطالب با نام (نگارنده و ذکر منبع) زیباتر است و حریم کسی را نه تهدید می کند و نه قانون را به چالش می اندازد.روزگارتان نامیراادامه مطلب

برچسب: برای,فرزند, نویسنده: حسین نصیری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:44

صبح روز کارمندی ان قدیم ندیمها که برخی یادشان نیست اما برخی بیشتر یادشان هست، برای بیدار شدن و رفتن به مدرسه ساعت زنگدار کوک میشد. بله دققا کوک میشد. شاسی فنر داری در پشت ساعت در جهت ساعت گرد برای قرار گرفتن روی ساعت بیداری گردانده و ثابت می شد. بعد هم که خدا به دور... با صدای ناهنجاری در خواب ماندگان را از جا می پراند. زمان گذشت و این به ساعتهای پیشرفته تر تبدیل شد و صدایشان کمی ملایمتر شد. اما از هر چه بگذریم زنگ صدای بیداری بطور کل مشمئز کننده است. در حال حاضر هم گوشی های موبایل این وظیفه خطیر را عهده دار هستند و با زنگهایی که مطابق میلمان انتخاب میکنیم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین نصیری تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 6:53

روزها کم و بیش هر روز مثل روز قبل از پی هم می گذرند. فقط شاخ و برگش رنگ و لعاب دیگری دارد. از دنیای بی انگیزه به دریای انگیزه و دغدغه های مفید رسیدم. آنچه پیش روست حجم وسیع مسیرهای نرفته و تجارب آزموده نشده است. اما اتفاقات خوب به وقت خودش پیش خواهد آمد. خجسته تر اینکه بعد از یک روز خسته کننده اما مفید، خبر یک ساعت خواب اضافه شادی کدر شده را رنگ تازه می بخشد.


پ ن: مخاطب خاص (دودی)

برچسب: نویسنده: حسین نصیری تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 6:53

پدرم هر پاییز در پشت پنجره اتاق کوچ چلچله ها را به تماشا می نشیند.و هر بار و هر بار و هر بار این جمله را تکرار می کند: پاییز امد. سال دیگر با پاییزی دیگر و عمری دیگر از سر می گذرد.هر بار من تکانی میخورم و برای پاییزهایم برنامه های رویایی میبافم. رویا را باید بافت.من بافتن را آموختم. از گیسوانم آغاز کردم. مو می بافم تا سرنوشتم هم به بلندا و زیبایی گیسوانم بافته شود. حال امروز برای بافتن برق نگاهم به انها که باید، تلاش بی شاعبه داشتم. من بافتنی ها را می بافم هر چه پیش اید خوش اید. پاییزم را با بهترینهایم در کنجی به تماشا مینیشم.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین نصیری تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 6:53

بد زمانه ای شده. جوان به پیر رحم نمی کنه. پیر هم حرمت سن و سال نگه نمی داره. اونها زور بازو دارند و هول میدهند، ما هم دهن باز می کنیم و فحاشی میکنیم. هیچ کس حوصله کس دیگر را ندارد. دختری جوان با ظاهری اراسته گفت: مادر شما ببخشید. فضا تنگ است. زن: نه دخترم. فضای دلت تنگ نباشه. اینجاها که مکان های هر روزه ماست. اینجا اینجوری نباشه باید شک کنیم. دلت خوش باشه جوان. دختر هدفون سفید رنگشو داخل گوشش می گذاره و با لبخندی ملیح به اهنگ موبایلش گوش میدهد. زن اما همچنان با فضای تنگ وتاریک واگن قطار و چادری که نیمی از ان زیر دست و پای جماعت گیر کرده دست به گریبان است.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین نصیری تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 6:53

مترو نوشت: ساعت 7 صبح روز کاری... دخترک با لباس فرم مدرسه و چهره ای که آب حسرت لمس چهره همچو ماهش را داشت، با کوله پشتی زهواردرفته در میان جمعیت می لولید. فال کاغذی مچاله شده ای و چسب زخم برای فروش به همراه داشت. پهنای چسب زخم در دستش، هیچ گوشه ای از زخم نگاه و لب بیرنگ ورویش را نمی پوشاند. با صدای ضعیف و بی رمق کمی این سو و آن سو برای تبلیغ کالایش فریاد زد. در نهایت بدون فروش اجناسش در گوشه ای خزید. کیف چرکش که با زیپ پاره به دستهای لاجونش دهن کجی میکرد را گشود و یک دفتر تیکه پاره شده از داخلش در اورد و مشق شب و روزش را نوشت. حرکت مداوم واگن مترو دست را خط می اندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین نصیری تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 6:53

آدم های گرسنه، خرید های بد می کنند...

برچسب: نویسنده: حسین نصیری تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 6:53

روایتهای هر روزه دختری در قطار وقایع تلخ و شیرین اتفاقات روزمره زندگی در شهر زیرزمینی متحرک هم راهی مردمانی از جنس واقعیت... بالاخره بعد از مدتها فراز و نشیب سفرهای مترویی، (کتاب مترونوشت) به قلم دختر همیشه در قطار (پدیده ترابی) با همکاری نشر تیسا رخت چاپ بر تن کرده و به زودی روی گیشه کتاب فروشی های شهر در دسترس قرار خواهد گرفت. با احترام پدیده تر ابی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین نصیری تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 6:53

خب خب خب ...

بالاخره منتشر شد

کتاب مترونوشت با ماجراهاش حقیقی زندگی شهروندان تهرانی در مترو

تمام مسافران مترو با ان انس می گیرند و گاه برای فضاسازی مشابه احساس همزادپنداری خواهند کرد

کتاب مترونوشت به قلم پدیده ترابی از انتشارات تیسا

برچسب: چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی,چاپ و انتشارات,چاپ و انتشارات راه فردا,چاپ و انتشارات دانشگاه تهران,چاپ و انتشار کتاب,چاپ و انتشارات اقبال,چاپ و انتشارات پیام نور,چاپ و انتشارات اسوه,چاپ و انتشارات نادری,چاپ و انتشارات آستان قدس, نویسنده: حسین نصیری تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 6:52

کتاب مترو نوشت با تمام مشقت ها و چالش هایی که از سر گذراند، به لطف و همکاری دوستان و نشر تیسا چاپ و منتشر شد. برای آغاز ورود کتاب به کتابخانه ها به رسم همیشه آیین رونمایی برگزار می شود. به امید آنکه در این محفل اهالی کتاب و دوستدارنِ جان را ملاقات کنیم. با سپاس سه شنبه 29 مرداد 1395 ساعت 18:30-20 شهرک اکباتان فاز دو. روبه روی مگامال. کتابفروشی اکباتان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین نصیری تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 6:52

باید فکری به حال لژنشینان مترو سوار کرد که به محض ورود به واگن، درب را برای تکیه گاه چهارچنگولی می چسبند اما به این فکر نمی کنند که در مواقعی که درب واگن بنا به نقص فنی باز نمی شود این نوبت انهاست که دربانی کنند و درب را برای سایر مسافران بگشایند.

برچسب: نویسنده: حسین نصیری تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 6:52

صفحه بندی