خیابان جمهوری...
روز سوم
یکی از مرکزی ترین نقاط شهر تهران.
آرام از تردد حمل و نقل و ازدحام درهم و برهم هر روزه.
التهاب در میان جماعت سرخ و زرد پوش نبض زمان را نشانه گرفته. خستگی و کلافگی در چشمانشان موج می زند؛ اما همچنان در تکاپو هستند. شب بیداری این مدت به همراه فشار روانی و فعالیت سنگین جسمانی تاب وتوانشان را سوزانده.صبح نیمه بارانی مدیران و روسای بخش ها و واحدهای مختلف با حضور خود در محل در جهت گشودن کلاف در هم تنیده دستورات خود را منعقد کردند. لیک در فرصت تنگ و پر تنش آنها که دستی در آتش دارند برای زیر آوارماندگان بر زمین و خاک وآهن چنگ می زنند.
اینجا قربانیانی خفته اند که در جمهوری ترین خیابان شهر، اسیر منفعت طلبی گروهی شدند که آگاهانه به این شرایط بحران زده لاینحل کمر بستند. بافت فرسوده تهران به اینجا ختم نمی شود. همانطور که پیش از این هم شاهد وقایع خُرد و کلان شهری بوده ایم.
اطلاع رسانی در جهت نوسازی به همراه تسهیلات مناسب برای شهروندان یکی از ارکان مهم محسوب می شود.
امروز سوگوار دیگرانی هستیم که هم خونمان نیستند، اما فردا سهم حوادث دامن گیر خودمان می شود.
درد را با آگاهی و امکانات به موقع، درمان کنیم.
#پدیده_ترابی