من در تبارم، آزادانه پرسه میزنم...

متن مرتبط با «شهر» در سایت من در تبارم، آزادانه پرسه میزنم... نوشته شده است

شهر بغض آلود

  • نیلوبلاگ

    خیابان جمهوری...روز سومیکی از مرکزی ترین نقاط شهر تهران.آرام از تردد حمل و نقل و ازدحام درهم و برهم هر روزه.التهاب در میان جماعت سرخ و زرد پوش نبض زمان را نشانه گرفته. خستگی و کلافگی در چشمانشان موج می زند؛ اما همچنان در تکاپو هستند. شب بیداری این مدت به همراه فشار روانی و فعالیت سنگین جسمانی تاب وتوانشان را سوزانده.صبح نیمه بارانی مدیران و روسای بخش ها و واحدهای مختلف با حضور خود در محل در جهت گشودن کلاف در هم تنیده دستورات خود را منعقد کردند. لیک در فرصت تنگ و پر تنش آنها که دستی در آتش دارند برای زیر آوارماندگان بر زمین و خاک وآهن چنگ می زنند.اینجا قربانیانی خفته اند که در جمهوری ترین خیابا...

    ادامه مطلب
  • 417:به وقت شهریور

  • نیلوبلاگ

    روزها کم و بیش هر روز مثل روز قبل از پی هم می گذرند. فقط شاخ و برگش رنگ و لعاب دیگری دارد. از دنیای بی انگیزه به دریای انگیزه و دغدغه های مفید رسیدم. آنچه پیش روست حجم وسیع مسیرهای نرفته و تجارب آزموده نشده است. اما اتفاقات خوب به وقت خودش پیش خواهد آمد. خجسته تر اینکه بعد از یک روز خسته کننده اما مفید، خبر یک ساعت خواب اضافه شادی کدر شده را رنگ تازه می بخشد. پ ن: مخاطب خاص (دودی)...

    ادامه مطلب